بازگشت

http://upcity.ir/images2/26595070840417732031.gif 

در پس هر رفتنی آمدنی ست و آنم چه آمدنی ، مملو از خاطرات و تجربیات جدید که تک تک این خاطرات و تجربیات رو با سختی هرچه تمام بدست آوردی و حالا شدن بهترین خاطرات یکی از دوران های سخت زندگیت که از این پس هر وقت بهشون فکر کنی با اینکه سخت و مشقت بار بودن باز هم به خوبی ازشون یاد میکنی.

از بیدار شدن های چهار صبح .....از کلاس های تاکتیک ..... به چپ چپ ، به راست راست دادن ها و خاکی شدن ها..... از شربتی که هنگام ورود بهت میدن و شب نزارن بخواب .....از هتل باغرودی که هرچه بگردی اثری از هتل پیدا نمی کنی .....از باغرودی که هر چه دنبال رودش بگردی کمتر اثری ازش می یابی و فقط یک جوب آب است که با خود لقب رود را به یدک میکشد .....کم لطفی است که از بوفه این هتل یادی نشود که باورش شده در یک هتل 5 ستاره است با آن قمت های عیانیش که سر به فلک کشیده است و در آخر مربی تاکتیکی که از همه بیشتر اذیتت کرده با اون خیزها و خاکی کردن ها و دویدنها می شود محبوب ترین و دوست داشتنی ترین فردی که در این وادیه بی کس داری..... .

با خودت فکر می کنی که به چه کسی هیزوم تری فروختی و یا به کدامین گناه به این کار مجازات شده ایی و یا چه کسی فریبت داده که بری خدمت .

وقتی که با شربت و کیک و کلوچه ازت استقبال و پذیرایی میکنن راستی ، راستی باورت می شود که آمده ایی هتل تا بهت خوش بگذرت خبر نداری که دیگر بیرون رفتنت دست خودت نیست و تنفس هوای اون ور سیم خار دارها می شود آرزو برایت . در روز های آینده بتوانم گوشه های از این هتل رو ترسیم کنم شایدم نتوانم .

/ 8 نظر / 7 بازدید

سلام رسیدن به خیر خدا رو شکر که همه چیز نرمال بوده

سینا

ایول رفیق. خیلی خوب و قشنگ نوشتی. بله در باغ سبز نشون میدن بعد می بینی که باغ نیست بیابونه. ولی خداییش ارزشش رو داره[نیشخند][چشمک]

اسما

سلام ، واي چه قدر عالي نوشتي ، خدمت هم عالمي داره هاا[لبخند]

سینا

براي اينکه بشر بتواند در دنيا خوشبخت زندگي کند بايد از قسمتي از توقعات خود بکاهد. شامفور[لبخند][گل]

وحید۵۳

ای مرد بیست وچهار ساله ی بیست وچهار پسته آمده ای تا استقبالت کنند

سینا

خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد.فیثاغورث[لبخند][گل]

zizi

ما که سربازی نرفیتم ولی شهریار اینا که رفتن همون دو ماه مارو آب کرد تا تموم بشه خیلی سخت .

zizi

ما که سربازی نرفیتم ولی شهریار اینا که رفتن همون دو ماه مارو آب کرد تا تموم بشه خیلی سخت .