برنامه ریزی

بی برنامه که باشی همه چیز تکراری و یکنواخت جلوه می کند اضافه بر این ها زمان هم ساز ناسازگاری می زند انگار او هم توان جلو رفتن و سپری کردن این لحظات کسالت بار را ندارد بلکه از سر اجبار و قانون به کارش ادامه می دهد . و تو سر درگم تر ار همیشه همچون حرکت وضعی زمین به دور خود می چرخی ، در آخر سر گیجه می گیری یک گوشه ولو می شوی ، آن وقت است که زمین و زمان جلوی چشمانت به رقص در می آیند تو هستی و یک دنیا که به دورت می گردد .
اما طرف دیگر سکه این است که برای کار هایت برنامه داشته باشی و هدفت هم مشخص باشد بدون هیچ اما و اگری ، حالا هر چیزی که باشد کار ، درس و یا زندگی ، دیگر همه چیز برایت تازگی دارد ثانیه ها با عجله وصف ناپذیری به جلو می روند به این فکر فرو می روی که نکند این زمان با تو دشمنی دیرینه دارد که این چنین رفتار تبعیض آمیزی دارد . وقت کم می آوری ، روزها با سرعت تمام یکی در پس دیگری می گذرد تا جایی که شب ها کابوس می بینی که دیر شده است و به برنامه ای که داری نمی رسی و ...  .
قبل از اینکه برای کنکور94  شروع به مطالعه کنم بدون هیچ برنامه ایی یک سال یعنی 365 روز وقت داشتم و به ظاهر کافی می آمد ولی الان که با برنامه جلو می روم و 14 روز از این 365 روز گذشته این طور به نظر می رسد که این روزها هم کم باشد چرا که زمان حداقل برای من با سرعت بیشتری حکت می کند و من خیلی کند .
/ 0 نظر / 10 بازدید