مجاز

 

تقریبا 5 ساعت از اعلام نتایج گذشته بود استرسی نداشتم عجله ایی هم نداشتم که ببینم چه کار کردم .... قبل از اینکه برم ببینم گفتم حالا بگم قبول شدم بعد اگر هم نشدم  میگم که نخواستم برم  اونم برای سربازیم برای همین بزار باشه برای سال بعد .... بعد اومدم خونه داشتم نماز می خوندم  که عمو اومد گفت که چکار کردم !؟

.
گفتم من که مجاز شدم چو هم انداختم که قبول شدم اونم دانشگاه معتبر چیزی نگفت .... نمازم که تموم شد هر کاری میکردم سایت سازمان سنجش باز نمی شود عمو هم همش می پرسید چی شد !؟ چکار کردی !؟ مجاز شدی !؟ دیگه کم کم داشتم عصبی میشدم که باز شد تازه استرس اومده بود سراغم خیلی آروم صفحه رو میکشیدم پایین که دیدم مجاز شدم و با یه لحن هورا با هیجان و شادی گفتن مـــــــــــــــــــن مجاز شدم !

.
خیلی هیجان زده بودم دفترچه انتخاب رشته رو هر چی می خوندم اصلا چیزی نمیفهمیدم دیگه بی خیالش شدم صبح رفتم سر کار اونجا دانلود کردم و خوندمش ، امشب هم انتخاب رشته کردم و امید وارم قبول بشم ،بهتون خبر میذو که نتیجه آخر چی شده ،شما ها دوستان گلم هم دعا کنین که قبول بشم .

/ 23 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

سلام تبريك ما رو هم بپذيرين ... اميد كه روزهاي خوب و پر از شادي و موفقيت پيش رويت باشد

یادم تورا فراموش

مبارکه قبول شدنتون

sahel

تبریک میگم ایشالا که موفق باشی. من که قبول نشدم[گریه]

ya3man

سلاممممممممممممممم من اومدم وب خوبی دارید موفق باشید[شوخی]

سجاد

ترسید، می دانم ترسید از متنی که نوشته بودم/ نه برای او ، یا برای او!!! ترسید معتاد بودنش شوم ترسید جان نثار ِ واژه هایش شوم و چونان بُتی، پرستشش کنم... هیــــــــــــ وااای.....بر من که چون همیشه عاشقانه نوشتم هـیــــــــــــ وااای ....بر او که بی دلیل ترسید از نگاه ِ واژه هایم .....!

sohiel

سالم . خوبید . وب جالبی دارید خوشحال میشم به وب من سر بزنید و نظر بدید.

pari

مننون از حضورت[فرشته]