اولین پست

این اولین پستی است که می خوام بنویسم  قبلا فقط وب می خوندم همش دنبال وب های خاص بودم که دوستم بهم معرفی میکردن و سعی میکردم روزانه بهشون سر بزنم  که چند تاشون دیگه نمی نویسن . خیلی وقت بود که می خواستم خودم هم  بنویسم از همه چی از اتفاقات که اطرافم می افته از افکارم از عقایدم ولی نمی دونستم که چطوری شروع کنم گاه  گاهی هم واسه خودم به طور پراکنده می نوشتم و تو ایمیلم ذخیره شونمی کردم که بعد ها هم فرصت نکردم بهشون سر بزنمو همونجاخاک
  می خورن تا اینکه امشب تصمیم گرفتم بنویسم و بقیه هم بخونن اگه هم کسی نظر داد با هم در موردشون بحث کنیم و دوستان جدیدی اینجا پیدا کنم و از حصاری که دوره خودم کشیدم و خودم رو از همه چیز و کس جدا کردم و از تنهایی خودم بیرون بیام و با یک دید دیگه به اطرافم نگاه کنم اخه تا به حال با هر کسی که دوست شودم و بعد با بعضی هاشون دوستای خیلی صمیمی شدم و هنوز هم هستم  اولین فکری که در مورد من کردن این بوده که یک آدم مغرور و ازخود راضی هستم حتی یک بار هم استثنا نداشتم حالا می خوام بنویسم که دوستای جدیدم چه نظری دارند . تا ببینیم در اینده  !چه اتفاقی می افته ! 
وقتی داشتم این پستو می نوشتم به این آهنگ گوش می دادم .
پ.ن : خیلی طول کشید همین چند خط بنویسم 
/ 6 نظر / 15 بازدید
amir

سلام دوست خوبم خوشحالم که بهم سر زدی و امیدوارم که موفق باشی در تمامی مراحل زندگی دوست داشتی بیا و باز بهم سر بزن منم میام کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد... زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش. کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری! خدایا! خواستم بگویم تنهایم، اما نگاهت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو؟[قلب]

باران

تمام پستاتو خوندم خوب بود موفق باشي

حسین

تو این مورد چه شباهتی داریم یه لحظه حس کردم اینا حرفای منه موفق باشی [گل]

سمیه

سلام دوست عزیز ممنون که بهم سر زدی[گل] اجازه دارم لینکتون کنم؟ اگر موافق هستید بهم خبر بدین[لبخند]

مامان نگین

اولین پستتون مبارک پس به افتخارش[دست][هورا][دست][دست]مبارکه ایشالا پستاتون هزار هزار شن[چشمک] در این مواقع باید همینو گفت[نیشخند]شرمنده من مثل شما خیلی خوب نمینویسم[نیشخند]

شاه بلوط

یاد خودم افتادم که چقدر نوشتن اولین پست برام سخت بود