سالی که بر من گذشت

نگاهی به ١٢ ماه سپری شده انداختم تا ببینم این سالی که واپسین روز های خود را می گذر اند و نفس های آخر را میکشد ، اتفاقاتی که در این سال به وقوع پیوسته دیگر به هیچ وجه تکرار نخواهد شد و فقط در خاطرها می ماند و کم رنگ و کم رنگ تر می شود و از خاطرات نیز محو خواهند شد ، سالیانی بعد این دست نوشته ها ایام گذشته را برایم تداعی می کنند.

١) فروردین ایام تعطیل کار می کردم به کاکا کمک می کردم برای صدور کارت های مرزنشینان ، تصمیم گرفتم علاوبر وبلاگ خوندن خودم هم بنویسم ٢٠ فروردین شروع به نوشتن کردم ، ٣٠ فروردین به علت فوت یکی از فامیل مراسم هم به عقب افتاد .

٢) ١٠ اردیبهشت برای امریه سرباز معلمی آموزش و پرورش که وقت مصاحبه داشتم به مرکز استان رفتم و خوشبختانه موافقت کردند ، در آزمون کارشناسی ارشد برای انتخاب رشته مجاز شدم .

٣) چهارم خرداد رسما نامزد کردم .

۴) ١ تیر به خدمت سربازی عزام شدم رفتم نیشابور ، کل تیر و مرداد را انجا گذر اندم یکی از سخت ترین دوره زندگیم با این وجود به شیرین ترین خاطرات مبدل شد .

۵) در مرحله نهایی انتخاب رشته کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شدم که بنا به دلایلی نرفتم ادامه تحصل بدهم. ترجیه دادم بروم خدمت سربازی .

۶) اول مهر برای اولین بار به یک روستای دور افتاده رفتم تا در انجا یک سال آموزگار آن مدرسه باشم ، مدیر مدرسه بهمان گفت از کلاس اول تا چهارم دو کلاس بردارم من نیز دوم و چهارم رو برداشتم .

٧) آبان ماه به دلیل کمبود آموزگار و معلم برای شیفت مخالف درس حرفه ، علوم و آمادگی دفاعی رو نیز برای تدریس به من دادند.

٨) بهمن باز در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم ، برای امتحان رشته نشاور شرکت کردم ولی برای رشته اصلی نرفتم، چرا که سال بعد هم سرباز هستم امتحان هم فقط جنبه محک و آزمایشی داشت. دیگر اتفاق خاصی نیفتاد و اینچنین این دفتر بسته می شود.

/ 1 نظر / 17 بازدید
حسین

سلام شهریار جان ، حال شما ؟ چندوقتی بود سر نزده بودم ، دلم براتون تنگ رفته بود :) به به ، عجب سال پرمشغله و پراتفاقی بوده پس ، موفق باشی (صنعتی اصفهان هم که عالی،راستی رشته اتون چی بود ؟)