دوست

بر اساس کدامین نیاز و برای  ارضای کدام حس به دنبال یافتن افرادی بهتر هستیم که بتونیم بهشون اعتماد کنیم فارغ از هر گونه انتظار و چشم داشتی !؟
.
اجتماعی بودنمون !؟ فرار تنهایی هامون !؟ احتیاج به فهمیدن و درک کردن !؟ ویا فقط از روی غریزه  .....
.
دوستی هایی که گاهی فراتر از نتظار ظاهر میشن و به افسانه ها بدل میشن که قرنها راویان آنهارو روایت میکنن . دوستی هایی که بعدها با پیوند های مبارکی به سرانجام میرسن . و یا آنهایی که با هم پایه های تمدن ها رو بنا کردن و در تاریخ ماندگار شدن .
.
ولی همیشه که همه چیز به این صورت کلاسیک و رمانتیک پیش نمیره بعضی ها به بعضی هایه دیگه به خاطر این دوستی ها حسادت میکنند و نقطه مقابل دوستی چقدر نزدیک ، به نظرم این دوستی و حسادت با هم دوستن وقتی باهم دست به یکی میکنن که یکم تفریح کنن به صورت بی رحمانه ایی با هم نقش بازی میکنن و مارو بازیچه خودشون میکنن و  فقط میشینن و از سر در گمی و گیجی مون لذت می برن و بهمون میخندند.
.
اگه غیر از اینه چرا دو برادر  و خواهر که فقط عشق و دوست داشتن رو نسبت به هم یاد گرفتن ولی برای تقسیم میراث نیاکان خود از بی خود میشن و تمام عشق بینشون از بین میره ، ......  زن  و شوهری که با همین دوستی با هم پیوند بستن تا این دوستی خودشون رو محکم تر و ناگسستنی تر کنن و به همه اعلام کنن که کسی حق نداره به حریم دوستیشون وارد بشه بعد از مدتی تنها راه چاره برای به قول خودشون راهایی طلاق می بینن ، ......  دو دوست که پا رو فراتر از همه قرار دادن و بدون هیچ پیوند خونی و زناشویی الهام بخش هم می شن و اینها پیوند خودشون رو در قلب هم دیگه می بندند که پیوند دوستی آنها در هیچ کتاب و دفتری ثبت نمیشه  ولی بعد از یک اتفاق بسیار پیش پا افتاده ......
.
همیشه و درهر  جامعه و ملتی ساختن یک چیز بسیار دوشوارتر از ویران و تخریب کردن اونه  دوستی های و پیوند ها وسوگند هایی که با هم دیگه بسته شدن تا شاید باعث پایداری بیشتر بشن ولی وقعیت یک چیز دیگری است به راحتی از هم گسسته میشن باید مراقبشون باشیم .
.
اعتمادی که با تمام وجود در این سالها ایجاد شده یک شبه به پایان میرسه چقدر تلخ و زجر آوره اگه یه کم گذشت داشتیم و یه کم قدرت بخشش هرگز همچین چیزی پیش نمی اومد دوستی هایی که سالین مدیدی باهم پایه گذاری کردیم یک شبه فرو نمیریخت چه غرور کاذبی که اجازه چنین کاری رو نمیده و مارو نابود میکنه ولی اجازه بخشش نمیده . چرا ما به تاریخ نپیوندیم و افسانه نشویم !؟
.
بیاید ببخشیم ، کینه حسات و این غرور کاذب رو از خودمون دور کنیم و فاصله هارو محدود و کمتر کنیم  ... ، بیایی یه خورده به خودمون فکر کنیم چرا که بعد این اتفاقات نه ما همون آدم سابق میشیم و نه دوستی هامون با همان شور و اشتیاق قبلی میمونن ، بیاید با خودمون دوست بشیم .به نظر من یک دوست خوب ارزش همه اینهارو دارد گذشت و بخشش .
.
.
پ ن : چهار روز با بهترین دوستم قهر بودم فقط بخاطر اینکه منتظ اون بودم که بهم زنگ بزنه و اونم منتظر من امروز تولدش بود و بهترین بهون آشتی تولدش مبارک  !
 
 
 
/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

سلام خوبید ؟ با ما قهر کردید خدایی ناکرده ؟! عادت کرده بودیم که همدردی هایتان جانا ! چه خوب که دوستی را ارج نهادید بر غرور و نخوت ... دروووووووووووود

مریم

سلام دوست عزیز ممنونم از حضورت در وبلاگم ، وبلاگ شما و مطالبتون خیلی جالب هستن ، راستی منم عاشق رانندگی تو جاده های تونل جنگلی هستم امیدوارم که موفق و پیروز باشی[گل]

کزت

سلام بی خیال بابا قهر کار خوبی نیست از ما دیگه سنی گذشته والا به قر عان !!! منظورم این نبود که میای به این خونه محقر و خزعبلات منو میخونی چیزی نگو دلبندم منظورم این بود منو بخون و درک کن .... سعی نکن نصیحت کنی یا مثل همه انرِژی مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن و فلان و بیسار چون میدانی که ادم ها قضاوت کردن رو خوب بلدند خوب بلندند برای تو حکم صادر کنند و بروند ... من کامنتهای تو رو تایید میکنم چون از درون من حرف میزنی من گفتم منو بخون و برو یعنی رد شو از من .... همون حس مشترک همون حرفهای مشترک ما را بس ... باز هم عذر تقصیر اگ باعث رنجشتون شدم

اسما

سلام ، گاهي وجود هيچكس به اندازه ي يه دوست خوب روشنايي بخش لحظه هاي تيره و سخت زندگي آنسان نيست، تولد دوستتون مبارك و اميد وارم ديگه قهر نكنين. [گل]

سینا

روز زن و مادر بر همه زنان و مادران مهربان و فداکار ایران زمین مبارک[گل][گل][گل]

رزا

برایت "دنیایی" به زیبایی هر آنچه "زیبایش"میدانی آرزو میکنم...! موفق باشی. [گل][گل][گل]