شهریار
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ شهریار
آرشیو وبلاگ
      زیر سایه آفتاب ()

١٢ اردیبهشت روز معلم

 

١٢اردیبهشت روز معلم معلم پایه های یک کشور را می ساز ، آینده یک کشور ، نسل یک کشور ، اقتصاد ، فرهنگ و سیاست یک کشور که در گوشه کنار ایران پهناور یکی در کلان شهر های بزرگ و دیگری در روستا هایی که حتی راه دسترسی ندارد همگی با یک هدف واحد ، با دست های این معلمان ایثار گر عجین شده است از این رو به پاس زحمات این ایثار گران از جان گذشته ١٢ اردیبهشت را روز معلم گذاشته اند من نیز به عنوان یک سرباز معلم خود را کوچکتر از آن چیزی می بینم که خود را جزه این پیامبران زمان قرار دهم

. امروز ١۵ اردیبهشت به همین عنوان یک جشن برای قدر دانی از آنها برگزار گردید نگاهی به سخنان ، سخنوران این به ظاهر جشن می اندازیم .

رئیس آموزش و پرورش شهرستان :

ضمن تبریک این روز به همکار هایش و ذکر چند خاطره از دوران آموزگاری و دل داری دادن به آنها که در یکی از محروم ترین بخش های این ایران عزیز خدمت می کنند به سخنان خویش پایان می دهد.

بخش دار زرآباد شجاعی :

با صدای بلند و عصبانیت حق به جانب لب به سخن می گشاید بد نیست که یک مروری بکنیم .

- تبریک همه مناسبت های سال یک جا روز زن ، پر ستار ، مادر ، ... در آخر روز معلم

- نقض قانون آموزش و پرورش توسط رئیس آموزش و پرورش به دلیل ٢ ساعت قدر دانی از معلمین ارجمند که شجاعی بخشدار محترم این نکته را متذکر می شود ، که چرا در فصل امتحانات این جشن را برگزار کرده اید ، آخر آقای شجاعی اگر شما از این رخداد دلگیر هستند دست به کار شوید و این روز معلم را از ١٢ اردیبهشت جابه جا کنید در ماه ایی دیگر مهر ، آبان قرار دهید تا با امتحانات تداخل پیدا کنند ، وقتی این روز را به نام این مردان خدا نامگذاری کرده اند چه وقت باید برگزارش کنند !!؟

- نباید از کلمه محروم استفاده می کردید خطاب به رئیس آموزش و پرورش باید از کلمه دور استفاده کنید ، در اینجا باید بگویم با این وجود صورت مسئله پاک نمی شود ١۵٠ کیلو متر راه که با کمترین بارندگی تمام راه های ارتباطی قطع می شود به دلیل نبود پل و ... و هیچ گونه راه دسترسی دیگری وجود ندارد، روز های شنبه ساعت ۵ بامداد همه همکار ها بخصوص خانم در کنار جاده ایستاده اند تا ماشینی عبور کند شاید گذرش به اینجا بیافتد در غیر این صورت باید ساعت ها صبر کند گاهی باید ٧ ساعت منتظر باشد تا روستایی هایی که برای تأمین ما یحتاج خود به شهر آمده اند آنها را با خود ببرند، مدارس نه درب دار نه پنجره ، کولر و نه پنکه الان که زمان طوفان های شن فصلی است چطور با این وضعیت باید درس داد و آن خانواده کودک دلبند خود را با کدامین امید برای فراگیری علم رو انه مدرسه های این چنینی که سلامت کودکش را تهدید می کند ، کند . اگر محرومیت نسیت؟ پس محرومیت چیست !؟

- دانش آموزی که مقاله می خواند به جای خدای عالم خدای حالم گفتن شاید هم بخاطر لهجه این منطقه باشد ، بخشدار در نطق خود این را نیز از قلم نینداخته است ، جناب بخشدار خویشتنداری و حفظ شخصیت یک دانش آموز جلوی همکلاس ها و معلمین خود آن هم فقط بخاطر یک کلمه نباید کار آنچنان سختی باشد.

- عصبانی بودن از پخش نشدن کلیپ دست آوردهای بخشدار در این جشن بر آتش عصبانیت و تن صدای او می افزاید ولی به این هم راضی نمی شود ، از ساخت جاده ، پل ، اسکله ، شعب بانکی و ... خبر می دهد که باید یادآور شوم بخشدار عزیز این جشن را فقط برای قدر دانی از زحمات معلمین برگزار کرده اند نه برای شرح دست آورد های شما یا آن کار هایی که می خواهند انجام دهید.

- در ادامه می فرماید که نگهبان انقلاب است که باید اضافه کنم این مردم ولایت مدار احتیاجی به هیچ گونه نگه بأنی ندارند انقلاب کردند آن را حفظ خواهند کرد بدون هیچ نگهبانی !

-در آخر می فرماید که حتی کلاس درس به او و مولوی مربوط می شود ، با کمال احترام بخشدار محترم شما و مولوی هیچ گونه دخالتی نباید در برگزاری کلاس درس نداشته باشید و لازم نیست بنده شرح وظایف شما را بیان کنم ولی این لینک را برای روشن شدن وظایف بخشدار می گذارم .

از کل بیانات شما این نتیجه گرفت شما خیلی دوست دارین هر چیزی به نام شخص شما تمام شود و باید پوشش خبری داشته باشد ولی هدف از برگزاری این جشن کوچک قدر دانی و تقدیم چند لوح تقدیر به بهترین ها بود ولی متاسفانه شما بدون توجه با این اهداف به تاختن خود در دنیای سیاست ادامه دادین بدون اینکه کوچکتر ین حرفی از تشکر و منظلت جایگاه معلم بیان نکردین . این چنین این جشن را دست آوی زی برای بیان برنامه های خویش قرار دادین .

عکس بعدا نوشت : حال روز دقیق معلمین کشور عزیزمون

   + شهریار ; ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٦
comment نظرات ()
مطالب اخیر دنیای مجازی تونل درختی ازدواج دهه فجری که جا ماند رفتن اولین ها بغض پیروک ( آقاجون ) تغییر لیاقت
کلمات کلیدی وبلاگ افکار و دلواپسی ها (۱۸) ازدواج (۱۳) تحصیل (۸) سربازی (٧) کار (٧) معلم (٦) خاطرات (٥) خودم (٥) انتخاب رشته (٢) کارشناسی ارشد (٢)
دوستان من نوشته های یک ذهن زیبا اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد( شیرین) عشق و سکوت کنار تو درگیر آرامشم ( غزل سپید ) ماهی لپ دار مشاوره خانواده پرتال زیگور طراح قالب