شهریار
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ شهریار
آرشیو وبلاگ
      زیر سایه آفتاب ()

یک روز خاص

 

هر کسی لنگه و جفتی داره که فکر می کنه خدا اونو فقط برای اون یکی آفریده چون یک چیزی از درونش و یک حس غریب که هیچ وقت تجربش نکرده و براش تازگی داره که یک تکه از وجودش در اون فرد قرار گرفته با هیچ توضیح و منطقی هم نمیشه براش دلیلی آورد . که می تونه یکی از مهم ترین شاید هم  اصلی ترین اتفاق در زندگی یک نفر باشه و بعد خیال پردازی های دیگه زندگی مستقل ، بچه ، عشق و دوست داشتن و ... یک دوست که هیچ که هیچ محدودیتی نداره و در هر زمینه ایی می تونی بهش اعتماد کنی که فقط وجودش می تونه دل گرم کننده و امید بخش باشه .

حالا نوبت منه  که همچین کسی رو پیدا کردم و قراره اگه خدا بخواد یک عمر باهم و برای هم باشیم امشب مراسم نامزدی برگزار میشه .



بعد از یکه هفته دوندگی و اینو بگیر اینو بخر و زحمت قرار بود امشب یکی از روزهای باشه که تاریخش در ذهنم حک بشه و همیشه وقتی یاد این روز می افتم به اینکه چه خوب چه شیرین گذشت ولی انگار فلک و افلاک خواب های دیگر واسه من دیده بودند...
روز که پر از سرور و شادی بودیم که یک لحظه جای شادی با غم و ماتم عوض شد .
با تصادف و فوت برادر زن عمو همه معادله ها و بر نامه ریزی ها بهم خورد و این روز به گونه ایی دیگه به خاطراتم پیوست .
.
.
مادرم میشه میگه که یواش بخندم که غم پشت دیواره چش نداره ببینه وقتی بشنو میاد . حالا میفهمم مادرم چی میگفت چش نداشت بعد این همه مدت که مسرور از خوشی بودم .
هیچ حسی ندارم این دلیل به بی احساسی و بی عاطفه بودنم نیست فقط به خاطر اینکه خاطره روشنی ازش ندارم . خدا به خانوادش صبر بده و بیامرزدش .

   + شهریار ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/۳٠
comment نظرات ()
مطالب اخیر دنیای مجازی تونل درختی ازدواج دهه فجری که جا ماند رفتن اولین ها بغض پیروک ( آقاجون ) تغییر لیاقت
کلمات کلیدی وبلاگ افکار و دلواپسی ها (۱۸) ازدواج (۱۳) تحصیل (۸) سربازی (٧) کار (٧) معلم (٦) خاطرات (٥) خودم (٥) انتخاب رشته (٢) کارشناسی ارشد (٢)
دوستان من نوشته های یک ذهن زیبا اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد( شیرین) عشق و سکوت کنار تو درگیر آرامشم ( غزل سپید ) ماهی لپ دار مشاوره خانواده پرتال زیگور طراح قالب