شهریار
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ شهریار
آرشیو وبلاگ
      زیر سایه آفتاب ()

سربازی

 

1/4/92 تاریخ اعزام که یادآوری میکنه دیگه باید کم کم آماده بشم برم از اول این هفته منتظر بودم که برگه اعزامم بیاد تا محل خدمتم مشخص بشه تااینکه امروز رسید . دارم میرم نیشابور ......

.

دو ماه پیش که اولین برگه اعزام اومده 1/2/92 ده روز قبل از این تاریخ به دستم رسید ، قبل از اینکه این برگه برسه به دستم خیلی ریلکس ، آروم و مطمئن بودم ولی وقتی که برگه رو دیدم و تاریخ اعزام یک استرس و احساس همرا با شک و تردید وجودم رو فراگرفت  که آیا می تونم ..... !!؟

.

آلان که برگه دوم آومد اون احساس و استرس رو نداشتم به خودم میگم اگه دو ماه پیش رفته بودم آلان 2 ماه یعنی سخت ترین بخش خدمتم رو که آموزشی باشه تموم کرده بودم ....

.

فقط این 60 روز باید سخت باشه چون بعد از اون سرباز معلم می شم . خیلی دوست داشتم یک معلم بشم و این بهترین فرصت است که بفهمم چقدر با اون معیار هایی که فکر می کردم نزدیک است ....

.

و اینکه توی این برگه نوشته قبل از اینکه بریم خودمونو معرف کنیم باید کچل کنیم ولی با این وجود هنوز شوق دارم برم نمی دونم چی در انتظارم است ، سختی ، هیجان ، تجارب و دوستان جدید و اینکه چطور میتونم بدون عشقم ، خانوادم ، دوستام ( حتی مجازی ) وبلاگم ( اینترنت ) طاقت بیارم فکر کنم روز های اولش خیلی شخت باشه تا خودم رو هماهنگ کنم !

بعدا اینجا مینویسم چی شده .....

 

   + شهریار ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢٢
comment نظرات ()
مطالب اخیر دنیای مجازی تونل درختی ازدواج دهه فجری که جا ماند رفتن اولین ها بغض پیروک ( آقاجون ) تغییر لیاقت
کلمات کلیدی وبلاگ افکار و دلواپسی ها (۱۸) ازدواج (۱۳) تحصیل (۸) سربازی (٧) کار (٧) معلم (٦) خاطرات (٥) خودم (٥) انتخاب رشته (٢) کارشناسی ارشد (٢)
دوستان من نوشته های یک ذهن زیبا اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد( شیرین) عشق و سکوت کنار تو درگیر آرامشم ( غزل سپید ) ماهی لپ دار مشاوره خانواده پرتال زیگور طراح قالب