شهریار
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ شهریار
آرشیو وبلاگ
      زیر سایه آفتاب ()

مجاز

 

تقریبا 5 ساعت از اعلام نتایج گذشته بود استرسی نداشتم عجله ایی هم نداشتم که ببینم چه کار کردم .... قبل از اینکه برم ببینم گفتم حالا بگم قبول شدم بعد اگر هم نشدم  میگم که نخواستم برم  اونم برای سربازیم برای همین بزار باشه برای سال بعد .... بعد اومدم خونه داشتم نماز می خوندم  که عمو اومد گفت که چکار کردم !؟

.
گفتم من که مجاز شدم چو هم انداختم که قبول شدم اونم دانشگاه معتبر چیزی نگفت .... نمازم که تموم شد هر کاری میکردم سایت سازمان سنجش باز نمی شود عمو هم همش می پرسید چی شد !؟ چکار کردی !؟ مجاز شدی !؟ دیگه کم کم داشتم عصبی میشدم که باز شد تازه استرس اومده بود سراغم خیلی آروم صفحه رو میکشیدم پایین که دیدم مجاز شدم و با یه لحن هورا با هیجان و شادی گفتن مـــــــــــــــــــن مجاز شدم !

.
خیلی هیجان زده بودم دفترچه انتخاب رشته رو هر چی می خوندم اصلا چیزی نمیفهمیدم دیگه بی خیالش شدم صبح رفتم سر کار اونجا دانلود کردم و خوندمش ، امشب هم انتخاب رشته کردم و امید وارم قبول بشم ،بهتون خبر میذو که نتیجه آخر چی شده ،شما ها دوستان گلم هم دعا کنین که قبول بشم .

   + شهریار ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٥
comment نظرات ()
مطالب اخیر دنیای مجازی تونل درختی ازدواج دهه فجری که جا ماند رفتن اولین ها بغض پیروک ( آقاجون ) تغییر لیاقت
کلمات کلیدی وبلاگ افکار و دلواپسی ها (۱۸) ازدواج (۱۳) تحصیل (۸) سربازی (٧) کار (٧) معلم (٦) خاطرات (٥) خودم (٥) انتخاب رشته (٢) کارشناسی ارشد (٢)
دوستان من نوشته های یک ذهن زیبا اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد( شیرین) عشق و سکوت کنار تو درگیر آرامشم ( غزل سپید ) ماهی لپ دار مشاوره خانواده پرتال زیگور طراح قالب